به گزارش شهرآرانیوز، فیلم «کارواش» ساخته احمد مرادپور یکی از آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم مشهد بود که پیش از اکران با توجه به جمع مشهور و باسابقه بازیگران و سوژه خوب سیاسی و اجتماعیاش، مخاطبان بسیاری را به تماشا مشتاق کرد، اما به محض آنکه روی پرده رفت، لحظه به لحظه تماشاگر را از ادامه داستان و اشتیاق اولیهاش دور کرد.
این فیلم از همان لحظات ابتدایی با بازیهای تصنعی و ورود ناگهانی به قلب داستان، شوک منفی به مخاطب وارد کرد و همین موضوع سبب شد تماشاگران نتوانند با داستان پیش بروند و مدام از روایت جا میمانند.
ریتم تند داستان در برخی سکانسها که چندان ضروری هم به نظر نمیرسید، یکی دیگر از دلایلی بود که اجازه نمیداد مخاطب روایت را بپذیرد.
این فیلم با وجود بهرهگیری از ترکیب بازیگران شناختهشده، میتوانست از ظرفیتهای بالقوه خود برای خلق یک تجربه سینمایی اثرگذار استفاده کند، اما تقریبا تا انتهای داستان موفق به آن نشد.
آنچه بیش از همه در مواجهه با کارواش به چشم میآید، شکافی عمیق میان ایده اولیه و اجرای نهایی داستان آن است؛ شکافی که در ضعف مشهود فیلمنامه، شخصیتپردازی و عملکرد بازیگران آشکار شده است.
نخستین ضعف جدی این فیلم را میتوان فیلمنامه آن دانست چراکه داستان در بیشتر موقعیتها یا با کلیشه پیش میرود یا با افسانهها. روایت فاقد ساختار منسجم است و فراز و فرودهای داستانی کاملا به شکل تصنعی و سردرگم به تصویر کشیده میشوند.
کارواش علیرغم تمام تلاشهایش برای خلق لحظات اثرگذار و ماندنی نه در ایجاد تعلیقهای داستانی موفق ظاهر شد و نه خلق صحیح بحرانها.
نقطه ضعف دیگر این اثر حول محور دیالوگها میچرخد به طوری که بسیاری از دیالوگها به علت غرق شدن در کلیشهها کارکرد مدنظر را ندارند و شبیه به قطار واژگان از میان داستان گذر میکنند. این اتفاق منجر به این میشود که کلمات به جای ایجاد تعلیق درست و روایت عمیق، صرفا رویکردی شعاری پیدا کنند.
لحن یکنواخت گفتوگوها حتی میان بازیگران باسابقه بار مفهوم و احساسی داستان را تقلیل میدهند و در برخی سکانسها خندهدار به نظر میرسند.
بازی هنرمندانی نظیر امیر آقایی و حسین مهری در این فیلم، خصوصا در نیمه اول، بار دیگر اثبات کرد که حضور یک هنرمند نامآشنا در یک اثر سینمایی به تنهایی نمیتواند لزوما سطح آن را ارتقا دهد. در کارواش به دنبال ضعفهای جدی در شخصیت پردازی، بازیها هم به مسیر درست هدایت نمیشوند. شخصیتها تا پایان داستان تیپگونه باقی میمانند و فرصت بروز لایههای روانی یا تحول درونی به آنها داده نمیشود.
فیلم سینمایی «کارواش» یکی از نمونههایی است در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر علیرغم تکیه بر بازیگران مطرح و انتخاب سوژهای که میتوانست با پرداخت خوبی همراه باشد، از اهمیت عناصر بنیادین سینما غافل ماند و نتیجه آن نه در روایت موفق بود، نه در شخصیتپردازی و نه در ایجاد ارتباط با مخاطب. این فیلم با وجود پتانسیل اولیه، در سطح باقی ماند و تجربهای ناکام در جشنواره از نظر استقبال مخاطبان برای خود رقم زد.